به دوردست ها نگاه کن ...
میعادگاه عاشقانه ترین دست نوشته های جهان

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 24 فروردین 1386
یه تشکر کوچولو ...!

*تقدیم به بهترین همدم بلاگرم،دختری با حرفهایی غمگین.

 

 

یاسمینم،

      هرگاه که دیده بر هم می گذارم و در عالم خیال،الهه ی امید و آرزو را به یاد می آورم؛نا خودآگاه دختری زیبا یاسمین نام را می یابم که چه روزها و شبهای غمگینی را در پناه سینه ی آسمان نگاهش سپری کرده. شاهزاده ای که هزار درد ناگفته را دل پس لبخند دلنشینش نهفته دارد.فرشته ای که حرف حرف نامش خود تکیه گاهیست از برای هر دل سوخته ای که او را تنها مرهم کویر آمالش یافته...

     آری،یاسمین نامی است که« ی» آن،آن دو نگین یاقوت فام را یاد می آوردم که اکنون شاه نشین چشمانت گشته اند. با «الفی» که آرامش نهفته در دریای وجودت را در برابر دیدگانم متجلی می سازد.واژه ای مقدس که «س» آن خود ساحره ای ست که با سحر شب،شب زدگان این دیار اندوه را رهسپار سپیده دم امید می کند. و براستی این «م» آن است که مرز های خیال را در می نوردد و  دستانم را می گیرد و عازم سرزمین عشق می کندم.نامی که با«ن»پایان می یابد.حرفی که نغمه های آوازه خوان های دوره گرد را به هم می پیچد و چون تافته ای هزار بافته پیش کش مشتاقانش می کند.

    و براستی همین تکرار و ترکیب چند حرف است که یاسمین را می سازد.یاسمینی با دلی سیمین فام،به پهنای آفاق نگاه خسته دلان و به آرامش بارانی از سکوت.این است یاسمین. زین روی نگذار که هیچ شب زده ای از دریایی طراوت چشمهایت بی دریغ گردد.


آخرین برگ های سوخته
خوش آمدید

مرد یخی،می پرسی اما چرا؟

چون ارمغان سال های گذشته درسی بود که می گفت هرگز احساست را آذین پیکرت نکن.
من نیز چنین کردم ؛پس همگان وجودم را پاره ای از یخ پنداشتند؛ در حالی که از درون غلیان عواطف پیچ در پیچ بشری طوفانی به پا کرده بود؛آری بگذار مردمان راحت باشند!

شناسنامه کامل من...
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
چشم هایی که ماندند و خواندند : 17234
set as your home page Add me to yahoo